تبلیغات
کارشناسی ارشد حسابداری خرم آباد - رفتن چقدر سخته ... !
 
کارشناسی ارشد حسابداری خرم آباد
به سایت کارشناسی ارشد حسابداری واحد لرستان خوش آمدید . برای دریافت فایلهای آموزشی (صوتی ، تصویری ) از منوی سمت راست و یا آرشیو سایت استفاده کنید . سوال و یا نظرات خود را از بخش نظرات واقع در زیر هر پست مطرح کنید . در صورت نگرفتن جواب ، از اطلاعات منوی سمت چپ برای ارسال ایمیل و یا برقراری تماس استفاده کنید . در صورت داشتن مقاله ، مطلب یا فایلی مفید ، آنرا به ایمیل ما ارسال کرده تا با نام شما در سایت درج شود

ورودی های بعد از ترم مهرماه 91 ( واحدهای خرم آباد ، بروجرد ، ملایر و یا حتی سایر واحدها ) می توانند مطالب و فایلهای مورد نیاز خود را از آرشیو سایت (موجود در منوهای سمت چپ ) و یا صفحات قدیمی تر موجود در پایین صفحه سایت و یا از کلید جستجوی (شکل ذره بین) موجود در بالا و سمت چپ ، دریافت کنند

برای نگه داشتن نوشته های متحرک ، فلش موس را روی آنها نگه دارید
عکسهای منتخب دوستان همکلاسی


سلام

البته سلام نه ! بلکه خداحافظ !

بوی رفتن یکی از دوستامون میاد !

نمی دونم از کجا شروع کنم چون همین الان باید پایانش بدم . پایان موندن ، یعنی رفتن !

ادامه داد کارشناسی رو ، به کجا ؟ ارشد دیگه

کجا آزمون داد ؟ اهواز . کجا پذیرفته شد ؟ خرم آباد

با تموم سختی و دردسری که داشت ادامه داد تحصیلاتش رو ، اونم از نوع تکمیلیش !

کار داشت ، خانواده داشت ، باید به زندگی میرسید و باید و نبایدهای دیگه ، ولی باید دیگه ای هم داشت به نام "ادامه"

شاید می گفت مجبورم و شاید میگفت عاشق درس

دوست و رفیق شد با دوستان و رفقای جدید !

بودن دیگه !

یکی از اهواز میومد ، یکی از شیراز
یکی از اصفهان میومد ، یکی از بهبهان

به دلیل مشکلاتی که داشت باید میرفت دنبال انتقالیش ، شروع کرد شروعش رو و ادامه داد چیزی که باید ادامه میداد.

دیگه نزدیکای آخر ترم بود و نفهمیده و ندونسته و نمی دونم چرا دلش به تند تند زدن افتاد

یا شور قرار بود و یا شور فرار !
قرار با اهواز و یا فرار از خرم آباد

کم کم که به آخرش می رسید تازه می فهمید چکار کرده !

به بعضی چیزا که آرزوشون رو داری و می رسی ، تازه می فهمی که آرزوشون از داشتنشون قشنگ تر بوده !

شاید اینجا قشنگ باشه که بگه :

پشت چراغ راهنما ایستاده ام و به تضاد ذهن خودم و دخترک گل فروش فکر می کنم که او چراغ را قرمز می خواهد و من سبز !
مشکلات و خواسته های ما اینطورن ! یکیشون چراغ رو سبز می خواد و یکی قرمز !

بالاخره دیگه تصمیمش رو گرفته بود ، باید می رفت !

موقع برگشت اگر چه خنده رو روی لبهاش داشت ولی گیج ، منگ ، مبهوت ، هاج و واج نگاه به جاده ای می کرد که داشت می رفت و اونو با خودش می برد !

و نگاه به ساعت بخت برگشته می کرد که زمان هم داشت همون کار جاده رو می کرد!

جاده ، ساعت ، ماشین ، تقدیر ، تدبیر و خلاصه زمین و زمان در حال دور کردنش بودن!

اونا چی میگفتن و  اون چی میگفت !

صدا می زد ولی کسی نمی شنید . به قول حسین پناهی ، روزی صدایم را خواهی شنید ، روزی که نه صدا اهمیت دارد و نه روز !

طولانی شد خیلی ، خلاصه اش میشه : حتما دلش تنگ می شه !

دردناک ترین خداحافظی ها آنهایی هستند که هرگز نه گفته شدند و نه توضیح داده شدند !


---------------------------------------------

( زبان حال بود و گفته ها از خودم بود و به درخواست کسی نبوده )

( ببخشید اگر خیلی کلمات رو رنگی رنگی کردم ، خواستم چشم نواز باشه )

برای آقای کریمی عزیز آرزوی موفقیت و سربلندی رو داریم

یا علی




نوع مطلب : اخبار مخصوص کلاسمون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 22 بهمن 1391 09:30 ب.ظ
به نقل از شاعر.........:
وشما ای خاطرات کهنه و پوسیده و درهم زمن امشب چه میخواهید در این خلوت که میمیرم.............
یکشنبه 22 بهمن 1391 03:10 ق.ظ
در گذرگاه زمان
خیمه شب بازی دهر
با همه تلخی و شیرینی خود میگذرد
عشق ها میمیرند
رنگها رنگ دگر میگیرند
و فقط خاطره هاست
که چه شیرین و چه تلخ
دست ناخورده به جا میماند...
احمد جوروند: مرسی خیلی زیبا بود .
فقط خاطره ها هستن که می مونن ، البته خیلی وقتا به یادآوری این خاطره های شیرین ، تلخه !
به قول سیاوش قمیشی : حالا من موندم و یک دونه ورق ، که اونم از اسم تو سیاه میشه (-:
شنبه 21 بهمن 1391 07:01 ب.ظ
سلام
آقای کریمی شما پر از شورو نشاط و انرژی هستید وبه ما هم منتقل کردید و جز خوبی هیچی ازتون ندیدم ایشالا هر کجای هستی زندگی به کامتون باشه وما رو هم فراموش نکنید
شنبه 21 بهمن 1391 02:42 ب.ظ
مرسی از لطفتون واقعا آقای جروند لحظه های برگشتمون که باهم گذشت رو زیبا وبه راستی با درکی متقابل به دست نوشته ای زیبا تبدیل کرد
امیدوارم تمام دوستان که در این ترم خاطره ای زیبا برای من به یادگار گذاشتن در درس وزندگی موفق و پیروز باشند
احمد جوروند: سلام آقای کریمی عزیز
خواهش می کنم ، کاری نکردم .
اینطور نثرهایی رو دوست دارم .
ما هم به یادتون هستیم .
شنبه 21 بهمن 1391 01:11 ب.ظ
مرسی از قلم زیبای آقای جوروند
وآقای کریمی رو هم به خدا میسپاریم.
انشا الله فراموشمون نکنن و هر از چند گاهی بهمون سر بزنن
شنبه 21 بهمن 1391 12:48 ب.ظ
آقای کریمی یکی از دوستان خوبمون هستند و مطمئنم ترم دیگه نبودنشون سر کلاس خیلی احساس میشه(آبادی کلاس بودن)ولی به هر شکل امیدوارم در درس وزندگیشون هر جا هستند موفق باشن و مارو از یاد نبرن
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





دکتر محمود همت فر
فارغ التحصیل مقطع کارشناسی ارشد در رشته حسابداری ، فارغ التحصیل مقطع دکترا در رشته مدیریت مالی ، عضو هیئت علمی رسمی دانشگاه آزاد بروجرد و مدیر گروه کارشناسی ارشد حسابداری واحد بروجرد به مدت 10 سال ، کارشناس رسمی دادگستری در رشته حسابداری و حسابرسی ، عضو پیوسته انجمن حسابداری ایران ، عضو انجمن حسابرسان مستقل ایران ، دارای 18 سال سابقه تدریس در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد ، دارای 5 عنوان تالیف ، ترجمه 55 مقاله آی اس آی ، آی اس سی ، علمی پژوهشی و علمی ترویجی ، 65 همایش و کنفرانس راهنمایی ، مشاوره و داوری بیش از 500 پایان نامه کارشناسی ارشد ، کسب مقامهای پژوهشگر برتر در سطح واحد دانشگاهی و منطقه 5 دانشگاه آزاد اسلامی ، عضو کمیته جذب و ارتقاء اعضاء هیئت علمی در استانهای لرستان ، مرکزی و همدان
================
دکتر محمد حسن جنانی
فارغ التحصیل مقطع دکتری در رشته مدیریت مالی و حسابداری در سال 1378 از دانشگاه علوم و تحقیقات تهران می باشد . شغل اصلی ایشان ، مشاغل مالی و سرمایه گذاری است. حدود 20 سال مدرس دانشگاه .  حدود 12 سال مدیر عامل یکی از شرکتهای کارگزاری در بورس اوراق بهادار . تالیف کتب و ارائه مقالات مختلف در زمینه مسائل مالی و سرمایه گذاری و هم اکنون مدرس مقطع کارشناسی ارشد حسابداری در علوم و تحقیقات تهران ، خرم آباد و بروجرد می باشد
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
بالای صفحه
 
Online User onLoad and onUnload Example